تبليغاتX
هنوز یک گلوله دیگر داشتم
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سلام

پریروز یکی از نافرم ترین حمله های میگرنی توی این چند ساله رو پشت سر گذاشتم ولی باز خدا رو شکر که تصویری بود «توهمش رو میگم» حداقل فضای چند تا کار آینده ام مشخص شد .البته با آمپول ترامادولی که توی بهداری بهم زدند دیروز تبدیل شد به یکی از بهترین روزهای زندگی ام .

بگذریم تازه فرمانده هم بهم پیشنهاد داد دو روزی برم مرخصی .یه همچین چیزی توی آماده باش خیلیه

سه قطره خون هدایت را خواندم و کمی تا قسمتی از خودم خجالت کشیدم که فکر می کنم دارم داستان می نویسم .البته گرداب را که خواندم کمی از خجالتم ریخت .داستان چندان جالبی نبود .خلاصه اینکه شاید تا فردا پس فردا شیراز باشم

در ضمن پلنگ صورتی عزیز خجالت نمی کشی از این نظرات می گذاری ؟ مگه خودت پدر برادر نداری ؟

فظ

|+| نوشته شده توسط رضا بهاری در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 19:53 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar