| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سلام
پریروز یکی از نافرم ترین حمله های میگرنی توی این چند ساله رو پشت سر گذاشتم ولی باز خدا رو شکر که تصویری بود «توهمش رو میگم» حداقل فضای چند تا کار آینده ام مشخص شد .البته با آمپول ترامادولی که توی بهداری بهم زدند دیروز تبدیل شد به یکی از بهترین روزهای زندگی ام . بگذریم تازه فرمانده هم بهم پیشنهاد داد دو روزی برم مرخصی .یه همچین چیزی توی آماده باش خیلیه سه قطره خون هدایت را خواندم و کمی تا قسمتی از خودم خجالت کشیدم که فکر می کنم دارم داستان می نویسم .البته گرداب را که خواندم کمی از خجالتم ریخت .داستان چندان جالبی نبود .خلاصه اینکه شاید تا فردا پس فردا شیراز باشم در ضمن پلنگ صورتی عزیز خجالت نمی کشی از این نظرات می گذاری ؟ مگه خودت پدر برادر نداری ؟ فظ |+| نوشته شده توسط رضا بهاری در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 19:53 |
|
درباره وبلاگ
![]() یادش به خیر
قدیم ها .......... این هم قدیمی شد . حالا قیافه خودم که هیچ حال و روز خودم را هم نمی فهمم منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 پيوندها
رفیق آببوفرشته توانگر آلماهمان مم مجید خادم علی رضا جعفری حسین علیزاده استاکر "نوشته های من درباره سینما" علی یوسفی پلنگ صورتی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |